تحلیل فاندامنتال در ترید برای بسیاری از تریدرهای تازهکار در نگاه اول پیچیده به نظر میرسد. نرخ بهره، تورم، تولید ناخالص داخلی، نرخ بیکاری، سیاستهای بانک مرکزی و دهها داده اقتصادی دیگر میتوانند این تصور را ایجاد کنند که برای داشتن یک دیدگاه فاندامنتال باید ساعتها وقت صرف تحلیل آمار و ساخت مدلهای پیچیده کرد.
اما آیا واقعاً برای استفاده از فاندامنتال در ترید به چنین روشی نیاز داریم؟
پاسخ کوتاه این است: نه همیشه.
در این مقاله، محتوای یک ویدیوی آموزشی انگلیسیزبان درباره سادهترین روش استفاده از تحلیل فاندامنتال را به شکل کاربردی و مناسب تریدرهای فارسیزبان بررسی میکنیم.
ایده اصلی ویدیو بسیار ساده است: بهجای اینکه از همان ابتدا وارد مدلهای پیچیده اقتصادی شوید، ابتدا یاد بگیرید اتفاقات مهم دنیا را ببینید، اثر آنها را روی بازار درک کنید و جهت احتمالی جریان پول را تشخیص دهید.
در واقع، بعضی از بزرگترین فرصتهای معاملاتی سالهای اخیر نه به دلیل انتشار یک داده اقتصادی کوچک، بلکه به دلیل رویدادهایی ایجاد شدهاند که تقریباً تمام دنیا درباره آنها صحبت میکرده است.
نتیجه سریع؛ اصل این روش چیست؟
اگر بخواهیم کل این روش را در چند خط خلاصه کنیم، باید گفت:
برای استفاده ساده از تحلیل فاندامنتال، لازم نیست در شروع کار تمام دادههای اقتصاد کلان را پیشبینی کنید.
کافی است اخبار و اتفاقات مهم دنیا را دنبال کنید و هنگام وقوع یک رویداد مهم، سه سؤال از خودتان بپرسید:
۱. آیا این اتفاق عدمقطعیت و ترس را افزایش میدهد یا کاهش؟
۲. آیا این اتفاق روی عرضه و تقاضا اثر میگذارد؟
۳. هیجان و توجه اصلی بازار در حال حاضر کجاست؟
بعد از اینکه بر اساس این سه سؤال جهت احتمالی بازار را پیدا کردید، میتوانید از تحلیل تکنیکال برای پیدا کردن نقطه ورود و خروج مناسب استفاده کنید. در 30Pip تلاش میکنیم مفاهیم پیچیده بازارهای مالی را به زبان ساده و کاربردی برای تریدرها توضیح دهیم؛ به شکلی که بتوانند از دانش فاندامنتال و تکنیکال در کنار یکدیگر استفاده کنند.
ویدیوی یوتیوب در این قسمت قرار میگره
چرا تحلیل فاندامنتال برای بسیاری از تریدرها پیچیده به نظر میرسد؟

یک تریدر حرفهای ممکن است برای تحلیل بازار مجموعه بزرگی از اطلاعات اقتصادی را بررسی کند.
برای مثال:
- نرخ بیکاری
- رشد تولید ناخالص داخلی
- تورم
- نرخ بهره
- تصمیمات بانکهای مرکزی
- شرایط سیاسی و اقتصادی کشورها
- اخبار و رویدادهای جاری
بررسی همزمان تمام این موارد میتواند دید بسیار عمیقی از بازار ایجاد کند.
حتی میتوان این دادهها را در اکسل ثبت کرد، آنها را با دورههای قبلی مقایسه کرد و بر اساس وضعیت تورم، اشتغال و رشد اقتصادی درباره مسیر احتمالی نرخ بهره تصمیم گرفت.
چرا نرخ بهره اهمیت زیادی دارد؟
چون تغییر انتظارات مربوط به نرخ بهره میتواند مستقیماً روی ارزش یک ارز اثر بگذارد.
اما مشکل اینجاست که چنین روشی برای تریدری که تازه وارد بازار شده، میتواند بیش از حد پیچیده باشد.
فرض کنید تازه میخواهید تحلیل فاندامنتال را یاد بگیرید و ناگهان با این موارد مواجه میشوید:
شاخص قیمت مصرفکننده، تولید ناخالص داخلی، گزارش اشتغال بخش غیرکشاورزی آمریکا، نرخ بهره، نرخ بیکاری، بازده اوراق و دهها شاخص دیگر.
احتمالاً اولین سؤال شما این خواهد بود:
واقعاً باید تمام این موارد را تحلیل کنم تا بتوانم فاندامنتال ترید کنم؟
نه.
حداقل برای شروع، میتوان روش بسیار سادهتری داشت.
سادهسازی تحلیل فاندامنتال برای تریدرها
یکی از مهمترین نکات این ویدیو این است که فاندامنتال نباید الزاماً به معنی پیشبینی تمام دادههای اقتصادی باشد. گاهی کافی است به اتفاق بزرگی که همین حالا در جهان در حال رخ دادن است نگاه کنیم. در نگاه آموزشی 30Pip، شروع مسیر فاندامنتال لزوماً با دنبال کردن دهها شاخص اقتصادی آغاز نمیشود؛ بلکه مهمتر از همه، یادگیری نحوه درک اتفاقاتی است که میتوانند جریان سرمایه در بازار را تغییر دهند.
برای درک این موضوع، کافی است چند سال اخیر بازارهای مالی را مرور کنیم.
چه اتفاقاتی واقعاً بازار را تکان دادهاند؟
آیا همیشه یک گزارش تولید ناخالص داخلی یا یک داده اقتصادی درجه دو باعث بزرگترین حرکتها شده است؟
خیر.
بعضی از بزرگترین حرکتهای بازار نتیجه اتفاقاتی بودهاند که تیتر اصلی تمام رسانههای جهان شدهاند.
چه اتفاقاتی در سالهای اخیر بازارها را حرکت دادهاند؟

در ویدیو به چند نمونه مهم اشاره میشود.
کووید ۱۹
کووید یکی از واضحترین نمونهها بود.
ابتدا ترس از یک همهگیری شکل گرفت و بعد خود همهگیری به واقعیت تبدیل شد.
نتیجه چه بود؟
نوسان بسیار شدید در بخشهای مختلف بازار.
ارزها، سهام، کالاهای پایه و بسیاری از گروههای دارایی حرکتهای بسیار بزرگی را تجربه کردند.
تریدر برای فهمیدن اهمیت کووید نیازی نداشت که یک اقتصاددان حرفهای باشد.
کافی بود اخبار را دنبال کند تا بفهمد:
یک اتفاق غیرعادی و بسیار بزرگ در اقتصاد جهان در حال رخ دادن است.
تورم شدید جهانی
بعد از آن، تورم بالا به یکی دیگر از محرکهای مهم بازار تبدیل شد.
افزایش شدید تورم فقط یک عدد روی تقویم اقتصادی نبود.
اثرات آن مستقیماً وارد زندگی مردم شد و چیزی را ایجاد کرد که در بسیاری از کشورها با عنوان بحران هزینههای زندگی شناخته شد.
تورم بالا بعداً روی سیاست بانکهای مرکزی، نرخ بهره، بازار اوراق، ارزها و سهام اثر گذاشت.
بنابراین یک اتفاق فاندامنتال بزرگ میتواند بهصورت زنجیرهای چندین بازار را تحت تأثیر قرار دهد.
جنگ روسیه و اوکراین
جنگ روسیه و اوکراین نمونه دیگری از یک رویداد بزرگ بود.
وقتی یک جنگ مهم شروع میشود، تریدر فقط نباید به خود خبر جنگ نگاه کند.
باید بپرسد:
این اتفاق چه اثری بر ترس بازار دارد؟
آیا زنجیرههای تأمین دچار مشکل میشوند؟
کدام کالاهای پایه با افزایش یا کاهش عرضه روبهرو میشوند؟
سرمایهها به سمت چه داراییهایی حرکت میکنند؟
همین نوع سؤالها هستند که یک خبر جهانی را به یک تحلیل فاندامنتال قابل استفاده برای تریدر تبدیل میکنند.
تعرفههای ترامپ
تعرفهها نیز نمونه دیگری هستند.
وقتی تعرفههای تجاری جدید وضع میشوند، بازار ممکن است درباره جنگ تجاری، رشد اقتصادی، هزینه واردات، تورم و آینده شرکتها نگران شود.
در نتیجه، موضوع فقط خود تعرفه نیست.
مهم این است که بازار چه برداشتی از اثر اقتصادی آن دارد.
رالی طلا
حرکتهای بزرگ طلا هم یکی دیگر از مثالهای مطرحشده در ویدیو است.
وقتی توجه سرمایهگذاران به طلا افزایش پیدا میکند و حجم زیادی از سرمایه وارد این بازار میشود، قیمت میتواند حرکتهای بسیار بزرگ ایجاد کند.
در چنین شرایطی، فقط نگاه کردن به یک اندیکاتور تکنیکال کافی نیست.
تریدر باید بداند:
چرا پول در حال ورود به طلاست؟
آیا دلیل آن ترس است؟
آیا انتظارات تورمی تغییر کرده؟
آیا تقاضا برای داراییهای امن بالا رفته؟
یا بازار وارد یک موج بزرگ هیجانی شده است؟
حباب هوش مصنوعی
یکی دیگر از موضوعات مطرحشده، حباب هوش مصنوعی است.
رشد شدید توجه سرمایهگذاران به هوش مصنوعی میتواند روی قیمت سهام، برخی کالاهای پایه و حتی زنجیره تأمین صنایع مرتبط اثر بگذارد.
نکته مهم این است که یک موج هیجانی میتواند مدت زیادی ادامه پیدا کند.
ممکن است بسیاری از افراد معتقد باشند یک بازار بیش از حد رشد کرده است، اما این موضوع به این معنی نیست که قیمت باید همین امروز سقوط کند.
بازار میتواند ماهها یا حتی مدت بیشتری در یک روند قدرتمند باقی بماند.
این دقیقاً یکی از موضوعاتی است که در ادامه مقاله درباره آن صحبت خواهیم کرد.
نکته مهم: دنبال «رویداد بزرگ» باشید
منظور این روش این نیست که گزارش اشتغال بخش غیرکشاورزی آمریکا، شاخص قیمت مصرفکننده، تولید ناخالص داخلی یا گزارش درآمد شرکتها اهمیتی ندارند.
موضوع این است که برای شروع تحلیل فاندامنتال، میتوان از یک لایه سادهتر شروع کرد.
به این سؤال پاسخ دهید:
الان چه اتفاق بزرگی در جهان وجود دارد که بازار نمیتواند آن را نادیده بگیرد؟
وقتی یک خبر فقط در بلومبرگ یا فایننشال تایمز نیست و تقریباً تمام شبکههای خبری درباره آن صحبت میکنند، احتمالاً با یک رویداد معمولی روبهرو نیستیم.
این نوع اتفاقها میتوانند:
- ترس ایجاد کنند؛
- عدمقطعیت را افزایش دهند؛
- جریان سرمایه را تغییر دهند؛
- زنجیره تأمین را مختل کنند؛
- تقاضای یک دارایی را افزایش دهند؛
- یا یک موج هیجانی بزرگ در بازار بسازند.
و دقیقاً در همین نقطه است که تحلیل فاندامنتال برای یک تریدر کاربردی میشود.
سه سؤال اصلی برای تحلیل فاندامنتال ساده و کاربردی
تا اینجا دیدیم که برای استفاده از تحلیل فاندامنتال، همیشه لازم نیست دهها داده اقتصادی را همزمان بررسی کنیم.
گاهی یک رویداد بزرگ جهانی بهاندازه کافی مهم است که بتواند جهت بازار را برای روزها، هفتهها یا حتی ماهها تحت تأثیر قرار دهد.
اما مشکل اصلی اینجاست:
وقتی یک خبر مهم منتشر میشود، تریدر دقیقاً باید چه چیزی را بررسی کند؟
در ویدیوی اصلی، یک چارچوب بسیار ساده پیشنهاد میشود که بر سه سؤال استوار است:
- آیا این اتفاق عدمقطعیت را افزایش میدهد یا کاهش؟
- آیا این اتفاق روی عرضه و تقاضا اثر میگذارد؟
- هیجان بازار در حال حاضر کجاست؟
این سه سؤال میتوانند به تریدر کمک کنند تا از یک خبر عمومی، یک دیدگاه قابل استفاده برای بازار استخراج کند.
سؤال اول: آیا عدمقطعیت افزایش پیدا میکند یا کاهش؟
اولین سؤال شاید مهمترین بخش این روش باشد.
وقتی یک اتفاق بزرگ رخ میدهد، قبل از هر چیز از خودتان بپرسید:
آیا این اتفاق باعث افزایش عدمقطعیت اقتصادی و ترس در بازار میشود یا آن را کاهش میدهد؟
در نسخه سادهتر میتوان پرسید:
این اتفاق برای اقتصاد مثبت است یا منفی؟
اما بررسی عدمقطعیت معمولاً دید دقیقتری به تریدر میدهد.
برای مثال، شروع یک جنگ معمولاً عدمقطعیت را افزایش میدهد.
شیوع یک همهگیری نیز همین اثر را دارد.
بحران سیاسی، تنشهای تجاری یا یک اتفاق غیرمنتظره اقتصادی هم میتواند باعث شود سرمایهگذاران نسبت به آینده محتاطتر شوند.
در چنین شرایطی، رفتار سرمایه در بازار تغییر میکند.
وقتی ترس بالا میرود، پول به کجا میرود؟

یکی از نکات مهم مطرحشده در ویدیو، حرکت پول به سمت داراییهای امن در دورههای افزایش ترس و عدمقطعیت است.
دارایی امن به دارایی یا بازاری گفته میشود که سرمایهگذاران در دورههای افزایش ریسک، تمایل بیشتری برای نگهداری آن دارند.
در بازار فارکس، سه ارز که در ویدیو به آنها اشاره میشود عبارتاند از:
- فرانک سوئیس
- ین ژاپن
- دلار آمریکا
وقتی ترس در سطح جهانی افزایش پیدا میکند، ممکن است تقاضا برای این ارزها بیشتر شود. “البته رفتار داراییهای امن ثابت و مکانیکی نیست و عواملی مانند سیاست پولی، اختلاف نرخ بهره، نوع بحران و موقعیت معاملاتی سرمایهگذاران میتوانند باعث شوند یک ارز در برخی دورهها برخلاف الگوی تاریخی خود رفتار کند.”
در مقابل، بازارهای سهام معمولاً در چنین شرایطی تحت فشار قرار میگیرند.
این به آن معنی نیست که هر خبر منفی الزاماً باعث رشد دلار، ین و فرانک یا سقوط سهام میشود.
ایده اصلی این است که تریدر باید بررسی کند:
افزایش ترس و ریسک، جریان سرمایه را به کدام سمت هدایت میکند؟
این همان چیزی است که فاندامنتال را از صرفاً «خواندن خبر» جدا میکند.
شما خبر را نمیخوانید که فقط بدانید چه اتفاقی افتاده است.
خبر را میخوانید تا بفهمید:
فعالان بازار قرار است در واکنش به این اتفاق چه کاری انجام دهند؟
اگر عدمقطعیت یا ترس کاهش پیدا کند چه اتفاقی میافتد؟
حالا شرایط برعکس را در نظر بگیرید.
فرض کنید یک بحران در حال پایان است.
برای مثال:
- پایان احتمالی یک جنگ
- کاهش تنشهای سیاسی
- حذف یک عامل مهم اقتصادی که باعث ترس بازار شده بود
در چنین شرایطی، عدمقطعیت میتواند کاهش پیدا کند.
اگر سرمایهگذاران احساس کنند وضعیت اقتصادی در حال باثباتتر شدن است، بخشی از سرمایه ممکن است از داراییهای تدافعی یا امن خارج شود و به سمت داراییهای پرریسکتر حرکت کند.
یعنی همان منطقی که در زمان افزایش ترس داشتیم، میتواند در جهت معکوس عمل کند.
به همین دلیل هنگام تحلیل یک خبر، فقط خود خبر مهم نیست.
جهت تغییر عدمقطعیت مهم است.
این روش فقط برای اتفاقات جهانی نیست
یکی دیگر از نکات کاربردی ویدیو این است که این سؤال را میتوان برای یک کشور خاص هم مطرح کرد.
فرض کنید یک رویداد سیاسی یا اقتصادی فقط بریتانیا را تحت تأثیر قرار داده است.
در این حالت لازم نیست از خودتان بپرسید:
«این اتفاق برای کل اقتصاد دنیا خوب است یا بد؟»
بهتر است بررسی کنید:
این اتفاق عدمقطعیت مربوط به اقتصاد بریتانیا را بیشتر میکند یا کمتر؟
برگزیت مثال مناسبی برای این موضوع است.
اگر یک اتفاق باعث افزایش عدمقطعیت درباره آینده اقتصاد یک کشور شود، ارز آن کشور ممکن است تحت فشار قرار بگیرد.
اگر یک اتفاق باعث کاهش عدمقطعیت شود، شرایط میتواند در جهت عکس حرکت کند.
پس این چارچوب را میتوان هم در سطح جهانی و هم در سطح یک کشور خاص استفاده کرد.
سؤال دوم: این اتفاق چه اثری روی عرضه و تقاضا دارد؟

بعد از بررسی عدمقطعیت، سؤال دوم این است:
آیا این اتفاق عرضه یا تقاضای یک دارایی یا کالای پایه را تغییر میدهد؟
این سؤال مخصوصاً در بازار کالاهای پایه اهمیت زیادی دارد.
قاعده اصلی ساده است:
اگر عرضه کاهش پیدا کند یا تقاضا افزایش یابد، قیمت تمایل به افزایش دارد.
و اگر عرضه افزایش پیدا کند یا تقاضا کاهش یابد، قیمت تمایل به کاهش دارد.
اما در دنیای واقعی، تریدر باید تشخیص دهد که یک رویداد خبری دقیقاً کدام طرف این معادله را تغییر میدهد.
مثال نفت و ریسک اختلال در عرضه
در ویدیو برای توضیح عرضه و تقاضا از نفت استفاده میشود.
فرض کنید یک تنش یا جنگ در منطقهای شکل گرفته است که برای انتقال نفت اهمیت زیادی دارد.
در این شرایط دو اتفاق میتواند همزمان رخ دهد.
اول اینکه عدمقطعیت و ترس افزایش پیدا میکند.
دوم اینکه بازار نگران کاهش عرضه نفت میشود.
اگر تریدرها تصور کنند انتقال نفت با مشکل مواجه خواهد شد، حتی قبل از اینکه کمبود واقعی ایجاد شود، انتظارات مربوط به کاهش عرضه میتواند روی قیمت اثر بگذارد.
در ویدیو به تنگه هرمز هم اشاره میشود. اگر بازار احساس کند عبور نفت از این مسیر با ریسک مواجه شده است، نگرانی درباره عرضه میتواند باعث واکنش قیمت نفت شود.
در چنین شرایطی، تریدر فقط نمیپرسد:
«آیا این جنگ اتفاق بدی است؟»
بلکه میپرسد:
«این اتفاق دقیقاً چه چیزی را در عرضه و تقاضا تغییر میدهد؟»
این سؤال بسیار کاربردیتر است.
عرضه و تقاضا فقط مربوط به جنگ نیست
ممکن است در نگاه اول فکر کنیم بررسی عرضه و تقاضا بیشتر برای نفت، گاز طبیعی یا اتفاقات مرتبط با جنگ کاربرد دارد.
اما این موضوع بسیار گستردهتر است.
یکی از مثالهای مطرحشده در ویدیو حباب هوش مصنوعی است.
رشد شدید صنعت هوش مصنوعی میتواند تقاضای برخی کالاهای پایه یا منابع موردنیاز این صنعت را افزایش دهد.
همین اتفاق در مورد رشد خودروهای برقی نیز مطرح میشود.
افزایش تولید خودروهای برقی میتواند تقاضا برای برخی فلزات و مواد اولیه مورد استفاده در باتریها و زیرساختهای الکتریکی را افزایش دهد.
پس همیشه این سؤال را مطرح کنید:
این روند یا رویداد جدید چه چیزی را کمیابتر یا پرتقاضاتر میکند؟
گاهی پاسخ همین سؤال میتواند یکی از مهمترین فرصتهای بازار را نشان دهد.
طلا و افزایش تقاضا
طلا نیز نمونه واضح دیگری است.
وقتی تقاضا برای طلا به شکل قابل توجهی افزایش پیدا میکند، قیمت میتواند وارد یک حرکت بزرگ شود.
این تقاضا ممکن است به دلایل مختلف شکل بگیرد، اما در چارچوب این روش، تریدر باید قبل از هر چیز خود حرکت تقاضا را تشخیص دهد.
اگر بازار بهشدت به سمت طلا متمایل شده است، این موضوع بخشی از تصویر فاندامنتال بازار است.
پس هنگام بررسی طلا، فقط چارت را نگاه نکنید.
از خودتان بپرسید:
چرا تقاضا برای طلا افزایش پیدا کرده است؟
و مهمتر از آن:
آیا شرایطی که این تقاضا را ایجاد کرده هنوز وجود دارد؟
سؤال سوم: هیجان بازار کجاست؟
سؤال سوم با دو سؤال قبلی کمی متفاوت است.
اینجا دیگر فقط با اقتصاد کلاسیک، عرضه یا ریسک سروکار نداریم.
باید ببینیم:
بازار درباره چه چیزی هیجانزده است؟
هیجان بازار میتواند یکی از قدرتمندترین محرکهای قیمت باشد.
ممکن است این هیجان روی هوش مصنوعی باشد.
ممکن است روی طلا باشد.
ممکن است روی نفت باشد.
یا حتی ممکن است کل بازار روی فروش یک ارز خاص تمرکز کرده باشد.
نکته مهم این است که هیجان بازار را نباید فقط به این دلیل نادیده گرفت که احساس میکنیم قیمت «بیش از حد» بالا یا پایین رفته است.
بازار میتواند مدت زیادی غیرمنطقی به نظر برسد
فرض کنید از نظر شما یک دارایی وارد حباب شده است.
ممکن است تحلیل شما درست باشد.
ممکن است واقعاً حباب وجود داشته باشد.
اما سؤال مهمتر این است:
این حباب چه زمانی میترکد؟
هیچ تضمینی وجود ندارد که چون یک دارایی گران شده است، فردا سقوط کند.
یک حباب میتواند ماهها ادامه داشته باشد.
حتی ممکن است برای مدت طولانیتر ادامه پیدا کند.
در همین مدت نیز حرکتهای بسیار بزرگی ایجاد شود.
یکی از نکات مهم ویدیو این است که تلاش برای پیدا کردن دقیق سقف بازار معمولاً سختتر از حرکت کردن همراه روند است.
به زبان ساده:
گاهی سود گرفتن از ادامه یک روند قوی آسانتر از این است که دائم تلاش کنیم لحظه دقیق پایان آن را پیشبینی کنیم.
چرا نباید زودتر از بازار با هیجان آن بجنگیم؟
یکی از اشتباهات رایج تریدرها این است که میبینند یک دارایی رشد زیادی کرده و فوراً نتیجه میگیرند:
«دیگر بیش از حد بالا رفته؛ باید پوزیشن فروش بگیرم.»
اما بازار فقط به این دلیل که قیمت زیاد رشد کرده، موظف نیست برگردد.
اگر هیجان همچنان قوی باشد و سرمایه همچنان وارد بازار شود، روند ممکن است ادامه پیدا کند.
به همین دلیل، در این روش ابتدا میپرسیم:
هیجان بازار کجاست؟
بعد بررسی میکنیم:
- آیا هنوز سرمایه وارد آن بازار میشود؟
- آیا جریان خبری همچنان از آن حمایت میکند؟
- آیا تقاضا هنوز قوی است؟
- آیا روایت غالب بازار هنوز تغییر نکرده است؟
هدف این نیست که کورکورانه هیجان بازار را دنبال کنیم.
هدف این است که فقط به این دلیل که فکر میکنیم بازار «باید» برگردد، با آن نجنگیم.
سه سؤال را کنار هم قرار دهید

قدرت اصلی این روش زمانی مشخص میشود که هر سه سؤال را کنار هم بررسی کنیم.
فرض کنید یک رویداد بزرگ جهانی رخ داده است.
ابتدا میپرسیم:
۱. آیا عدمقطعیت افزایش پیدا میکند؟
اگر پاسخ مثبت باشد، بررسی میکنیم پول ممکن است به سمت چه داراییهای امنی حرکت کند و چه بازارهایی تحت فشار قرار بگیرند.
بعد میپرسیم:
۲. عرضه و تقاضا چه تغییری میکند؟
آیا این رویداد باعث کمبود یک کالای پایه میشود؟
آیا تقاضا برای طلا، نفت یا دارایی دیگری افزایش پیدا میکند؟
و در نهایت:
۳. هیجان بازار کجاست؟
فعالان بازار در حال حاضر روی کدام موضوع تمرکز کردهاند؟
آیا بازار واقعاً به همان رویداد واکنش نشان میدهد یا هیجان اصلی جای دیگری است؟
وقتی پاسخ این سه سؤال را کنار هم قرار دهیم، تصویر فاندامنتال بسیار واضحتر میشود.
یک مثال ساده از روند تحلیل
فرض کنید یک تنش ژئوپلیتیک مهم ایجاد شده است.
بهجای اینکه مستقیم وارد خرید یا فروش شوید، میتوانید تحلیل را به این شکل پیش ببرید:
مرحله اول: عدمقطعیت
آیا تنش جدید باعث افزایش ترس جهانی شده است؟
اگر بله، داراییهای امن را بررسی کنید.
مرحله دوم: عرضه و تقاضا
آیا این تنش عرضه یک کالای پایه مانند نفت را تهدید میکند؟
اگر بله، اثر احتمالی آن روی قیمت را بررسی کنید.
مرحله سوم: هیجان بازار
تمرکز اصلی بازار روی چیست؟
نفت؟
طلا؟
دلار؟
سهام؟
یا دارایی دیگری؟
حالا شما فقط یک تیتر خبری ندارید.
یک دیدگاه فاندامنتال دارید.
و این دقیقاً همان چیزی است که در مرحله بعد میتواند با تحلیل تکنیکال ترکیب شود.
دیدگاه فاندامنتال با نقطه ورود یکی نیست
یکی از نکات مهمی که باید از این روش برداشت کرد این است که تحلیل فاندامنتال الزاماً نباید محل دقیق ورود را تعیین کند.
تحلیل فاندامنتال بیشتر به شما کمک میکند بفهمید:
چه چیزی را معامله کنیم و جهت احتمالی بازار چیست؟
بعد از آن میتوان از تحلیل تکنیکال برای پیدا کردن نقطه ورود و خروج استفاده کرد.
برای مثال، ممکن است تحلیل فاندامنتال شما نشان دهد که شرایط به نفع طلا است.
اما این به آن معنی نیست که باید در هر قیمتی طلا بخرید.
شما هنوز میتوانید منتظر ستاپ تکنیکال مناسب بمانید.
این ترکیب یکی از مهمترین بخشهای روش مطرحشده در ویدیو است:
فاندامنتال برای پیدا کردن شرایط کلی و جهت بازار؛ تکنیکال برای زمانبندی معامله. این همان رویکردی است که در آموزشهای 30Pip نیز روی آن تأکید میشود؛ یعنی استفاده از فاندامنتال برای ساخت دیدگاه بازار و استفاده از تکنیکال برای اجرای دقیقتر معاملات.
چطور تحلیل فاندامنتال را با تحلیل تکنیکال ترکیب کنیم؟
بعد از پاسخ دادن به سه سؤال اصلی، بخش مهم بعدی شروع میشود:
حالا چطور بر اساس این دیدگاه وارد معامله شویم؟
اینجاست که تحلیل تکنیکال وارد کار میشود.
در این روش، تحلیل فاندامنتال قرار نیست الزاماً نقطه دقیق ورود یا خروج را مشخص کند. وظیفه اصلی آن، ایجاد یک دیدگاه فاندامنتال و مشخص کردن شرایط کلی بازار است.
یعنی فاندامنتال به شما کمک میکند بفهمید:
- کدام بازار ارزش بررسی دارد؟
- کدام دارایی ممکن است تحت تأثیر یک رویداد قرار بگیرد؟
- جهت احتمالی حرکت چیست؟
- پول احتمالاً به سمت کدام بازار حرکت میکند؟
- چه موضوع یا روایت غالبی در حال هدایت بازار است؟
بعد از مشخص شدن این موارد، میتوان از تحلیل تکنیکال برای زمانبندی استفاده کرد.
به زبان ساده:
تحلیل فاندامنتال میگوید چه چیزی و در چه جهتی ارزش بررسی دارد؛ تحلیل تکنیکال کمک میکند زمان مناسب ورود و خروج را پیدا کنید.
این ترکیب میتواند بسیار سادهتر از حالتی باشد که بخواهیم فقط با چارت یا فقط با اخبار معامله کنیم.
یک مثال ساده از ترکیب فاندامنتال و تکنیکال
فرض کنید یک رویداد مهم باعث افزایش شدید عدمقطعیت شده است.
بعد از بررسی شرایط به این نتیجه میرسید که:
- ترس در بازار افزایش پیدا کرده؛
- تقاضا برای طلا بیشتر شده؛
- توجه و هیجان بازار نیز روی طلا قرار گرفته است.
در این مرحله، شما یک دیدگاه فاندامنتال صعودی روی طلا دارید.
اما این به معنی خرید فوری نیست.
حالا میتوانید چارت را باز کنید و با استفاده از روش تکنیکال خودتان منتظر یک ستاپ مناسب بمانید.
یعنی ترتیب کار میتواند این باشد:
رویداد
↓
فاندامنتال
↓
Bias بازار (جهت)
↓
ستاپ تکنیکال
↓
تریگر ورود
↓
مدیریت معامله
↓
خروج
این ساختار باعث میشود تحلیل فاندامنتال و تکنیکال بهجای رقابت با یکدیگر، مکمل هم باشند.
برای تحلیل فاندامنتال باید اخبار را دنبال کنید
یکی از سادهترین و در عین حال مهمترین بخشهای این روش، داشتن یک عادت مشخص برای دنبال کردن اخبار است.

لازم نیست تمام روز مقابل ترمینال بلومبرگ بنشینید یا دهها منبع مختلف را بررسی کنید.
هدف این است که بدانید:
در حال حاضر چه اتفاق مهمی در جهان در حال رخ دادن است؟
برای این کار میتوان اخبار را:
- دید؛
- شنید؛
- یا خواند.
منابع عمومی خبری مثل بیبیسی نیوز یا اسکای نیوز میتوانند تصویر کلی اتفاقات مهم جهان را در اختیار شما قرار دهند.
در کنار آنها، منابع مالی مانند:
میتوانند کمک کنند تا همان اتفاقات را از زاویه بازار و اقتصاد بررسی کنید. لازم نیست همه این منابع را همزمان دنبال کنید. مهمتر از تعداد منابع، این است که یک عادت مستمر داشته باشید و بدانید چه اتفاقهایی در جهان میتوانند روی بازار تأثیر بگذارند. در 30Pip نیز توصیه میشود تریدرها به جای دنبال کردن حجم زیادی از اخبار، روی شناسایی رویدادهای مهم و اثر واقعی آنها بر بازار تمرکز کنند.
خبر را فقط نخوانید؛ از آن سؤال بپرسید
فرق بزرگی بین «خبرخوانی» و «تحلیل فاندامنتال» وجود دارد.
اینکه بدانید یک جنگ شروع شده، تورم بالا رفته یا یک صنعت وارد موج هیجانی شده، بهتنهایی تحلیل نیست.
بعد از دیدن هر رویداد مهم، همان سه سؤال اصلی را مطرح کنید. همین سه سؤال میتوانند بسیاری از اخبار پیچیده را به یک تحلیل سادهتر و قابل استفاده تبدیل کنند.
چرا لازم نیست تمام دادههای اقتصادی را پیشبینی کنید؟
یکی از دلایلی که بسیاری از تریدرها از تحلیل فاندامنتال فاصله میگیرند این است که تصور میکنند باید بتوانند همهچیز را پیشبینی کنند.
مثلاً:
- نرخ بهره بعدی چقدر خواهد بود؟
- تولید ناخالص داخلی چه عددی منتشر میشود؟
- تورم در سه ماه آینده چه میشود؟
- نرخ بیکاری بالا میرود یا پایین؟
- بانک مرکزی در نشست بعدی چه تصمیمی میگیرد؟
این نوع تحلیل میتواند مفید باشد، اما برای شروع الزامی نیست.
روش مطرحشده در این مقاله بسیار سادهتر است.
بهجای اینکه از همان ابتدا تلاش کنید نرخ بهره آتی یا تمام دادههای کلان اقتصادی را پیشبینی کنید، میتوانید ابتدا روی رویدادهای مهم تمرکز کنید.
اتفاقهایی که آنقدر بزرگ هستند که بازار نمیتواند آنها را نادیده بگیرد.
اگر یک رویداد بتواند:
- ترس را تغییر دهد؛
- عرضه را مختل کند؛
- تقاضا را افزایش دهد؛
- یا هیجان بزرگی ایجاد کند؛
احتمالاً ارزش بررسی فاندامنتال دارد.
بزرگترین خطر: سوگیری سیاسی
در کنار تمام این موارد، یک هشدار بسیار مهم وجود دارد:
اجازه ندهید دیدگاه سیاسی شما تبدیل به تحلیل فاندامنتال شود.
این موضوع یکی از خطرناکترین سوگیریها برای یک تریدر است.
فرض کنید از یک سیاستمدار یا حزب خاص خوشتان نمیآید.
خیلی راحت ممکن است ذهن شما به این نتیجه برسد:
«چون این فرد در قدرت است، اقتصاد خراب میشود.»
و مرحله بعد ممکن است این باشد:
«پس باید ارز آن کشور را بفروشم یا بازار سهام آن را در جهت فروش معامله کنم.»
اما این دیگر تحلیل فاندامنتال نیست.
این یک سوگیری یا بایس سیاسی است.
بازار به علاقه سیاسی ما اهمیتی نمیدهد
ممکن است سیاستمداری را دوست داشته باشید و تصور کنید تمام تصمیمات او برای اقتصاد مثبت خواهد بود.
ممکن است از سیاستمدار دیگری متنفر باشید و هر تصمیم او را منفی تفسیر کنید.
اما بازار بر اساس علاقه شخصی ما حرکت نمیکند.
برای مثال، اگر فردی بهشدت مخالف ترامپ باشد، ممکن است هر سیاست او را بهصورت خودکار برای دلار یا بازار سهام آمریکا منفی بداند.
برعکس، یک طرفدار سرسخت او ممکن است همان رویداد را بیش از حد مثبت ارزیابی کند.
مشکل در هر دو حالت یکسان است:
تحلیل تحت تأثیر سوگیری قرار گرفته است.
همین موضوع در بریتانیا نیز میتواند درباره حزب کارگر، حزب اصلاح طلب یا هر حزب دیگری اتفاق بیفتد.
اگر حزبی که دوست ندارید قدرت بگیرد، نباید بهصورت خودکار نتیجه بگیرید:
«پوند سقوط میکند.»
یا:
«بازار سهام بریتانیا باید فروخته شود.»
تحلیل باید بر اساس اثر اقتصادی رویداد باشد، نه احساس سیاسی ما نسبت به افرادی که در آن رویداد حضور دارند.
چطور سوگیری یا بایس سیاسی را از تحلیل حذف کنیم؟

راهحل دوباره همان سه سؤال اصلی است.
بهجای اینکه بپرسید:
من درباره این سیاست چه احساسی دارم؟
بپرسید:
آیا این رویداد باعث افزایش یا کاهش عدمقطعیت میشود؟
بعد:
آیا عرضه و تقاضا را تغییر میدهد؟
و در نهایت:
بازار واقعاً روی چه چیزی تمرکز کرده است؟
این روش کمک میکند تحلیل از دیدگاه شخصی فاصله بگیرد.
هدف یک تریدر این نیست که ثابت کند یک سیاستمدار، دولت یا حزب خوب یا بد است.
هدف این است که بفهمد:
بازار چگونه به این شرایط واکنش نشان میدهد؟
چرا رویدادهای مهم میتوانند فرصتهای بزرگی ایجاد کنند؟
وقتی به سالهای اخیر بازار نگاه میکنیم، میبینیم بسیاری از حرکتهای بزرگ با رویدادهای مهم همراه بودهاند.
کووید ۱۹، تورم بالا، جنگها، تعرفهها، رالی طلا و رونق هوش مصنوعی همگی شرایطی ایجاد کردند که نوسان بازار به شکل قابل توجهی افزایش پیدا کرد.
نوسان بیشتر معمولاً یعنی حرکت بزرگتر قیمت.
و حرکت بزرگتر میتواند فرصتهای بیشتری برای تریدر ایجاد کند.
اما نکته کلیدی این است که لازم نیست تمام یک رویداد را از ابتدا تا انتها پیشبینی کنید.
حتی اگر بتوانید بخشی از یک حرکت بزرگ را با تحلیل درست تشخیص دهید، همان حرکت میتواند ارزشمند باشد.
هدف این نیست که دقیقاً کف بازار را بخرید و سقف بازار را بفروشید.
هدف این است که:
شرایط کلی را بفهمید، جهت را پیدا کنید و با ستاپ مناسب وارد روند شوید.
آیا باید فقط اخبار خیلی بزرگ را معامله کنیم؟
این روش به این معنی نیست که انتشار دادههایی مانند گزارش اشتغال بخش غیرکشاورزی آمریکا، تولید ناخالص داخلی یا سایر شاخصهای اقتصادی بیاهمیت هستند.
بلکه هدف، سادهتر کردن نقطه شروع است.
اگر یک تریدر تازهکار باشید، شاید تحلیل همزمان دهها داده اقتصادی باعث سردرگمی شود.
اما تشخیص یک رویداد مهم بسیار سادهتر است.
برای مثال، اگر تقریباً تمام رسانههای خبری دنیا درباره یک رویداد صحبت میکنند، احتمالاً اتفاقی در حال رخ دادن است که ارزش بررسی دارد.
در آن شرایط، بهجای اینکه فقط تیتر خبر را بخوانید، سه سؤال اصلی را مطرح کنید و ببینید بازار چه واکنشی نشان میدهد.
منابع و ابزارهای تکمیل فرآیند معاملهگری
تحلیل یک بازار موفق فقط به پیدا کردن نقطه ورود محدود نمیشود. یک تریدر حرفهای قبل از باز کردن هر معامله، باید چند مرحله مهم را بررسی کند؛ از انتخاب بروکر مناسب و شناخت شرایط معاملاتی گرفته تا یادگیری ابزارهای تحلیل تکنیکال، مدیریت سرمایه و بررسی استراتژیهای مختلف.
برای همین، در کنار تحلیلهای روزانه بازار، استفاده از منابع آموزشی و بررسیهای تخصصی میتواند به تصمیمگیری بهتر کمک کند. در بخشهای مختلف 30Pip میتوانید موضوعاتی مانند بررسی و مقایسه بروکرهای فارکس، بهترین پریود اندیکاتور مووینگ اوریج، بررسی کالبدشکافی استراتژی ایچیموکو در MT4، مدیریت ریسک به روش قماربازها را دنبال کنید.
این منابع به شما کمک میکنند تا مسیر معاملهگری را از مرحله شناخت بازار تا اجرای یک معامله و مدیریت خروج، به شکل ساختاریافتهتر طی کنید.
نتیجهگیری؛ تحلیل فاندامنتال را بیش از حد پیچیده نکنید
اگر بخواهیم کل روش مطرحشده را در یک نکته خلاصه کنیم:
برای شروع تحلیل فاندامنتال، ابتدا یاد بگیرید رویدادهای مهم را تشخیص دهید و اثر آنها را روی عدمقطعیت، عرضه و تقاضا و هیجان بازار بررسی کنید.
بعد از آن، دیدگاه فاندامنتال خود را مشخص کنید و برای نقطه ورود و خروج از تحلیل تکنیکال کمک بگیرید.
لازم نیست در روز اول یک فایل اکسل پیچیده برای پیشبینی نرخ بهره، تولید ناخالص داخلی و تورم داشته باشید.
حتی لازم نیست تمام اخبار اقتصادی را دنبال کنید.
ابتدا بدانید در دنیا چه اتفاق مهمی در حال رخ دادن است.
بعد سه سؤال بپرسید:
آیا عدمقطعیت بیشتر میشود یا کمتر؟
عرضه و تقاضا چه تغییری میکند؟
هیجان بازار کجاست؟
و در نهایت برای تایید چک کنید که:
آیا رفتار قیمت و بازار این برداشت را تأیید میکند؟
همین چارچوب ساده میتواند نقطه شروع مناسبی برای ترکیب تحلیل فاندامنتال و تحلیل تکنیکال باشد.
سوالات متداول درباره تحلیل فاندامنتال در ترید
آیا برای ترید کردن حتماً به تحلیل فاندامنتال نیاز داریم؟
داشتن درک فاندامنتال میتواند به تریدر کمک کند شرایط کلی بازار را بهتر بفهمد. در روش مطرحشده در این مقاله، لازم نیست تحلیل فاندامنتال بسیار پیچیده باشد. دنبال کردن رویدادهای مهم و بررسی اثر آنها روی عدمقطعیت، عرضه و تقاضا و هیجان بازار میتواند یک نقطه شروع ساده باشد.
سادهترین روش تحلیل فاندامنتال برای تریدرها چیست؟
یکی از سادهترین روشها این است که اخبار و رویدادهای مهم دنیا را دنبال کنید و درباره هر اتفاق سه سؤال بپرسید: آیا عدمقطعیت افزایش پیدا میکند، عرضه و تقاضا چگونه تغییر میکند و هیجان بازار کجاست؟
تفاوت تحلیل فاندامنتال و تحلیل تکنیکال چیست؟
در چارچوب این روش، تحلیل فاندامنتال بیشتر برای پیدا کردن شرایط کلی و جهت بازار استفاده میشود. تحلیل تکنیکال نیز میتواند برای پیدا کردن زمانبندی مناسب ورود و خروج به کار برود.
دیدگاه فاندامنتال چیست؟
دیدگاه فاندامنتال یعنی برداشت جهتدار یک تریدر نسبت به بازار که بر اساس شرایط فاندامنتال شکل گرفته است. برای مثال، اگر شرایط فاندامنتال به نفع طلا باشد، تریدر ممکن است دیدگاه صعودی داشته باشد؛ اما همچنان برای ورود منتظر ستاپ تکنیکال مناسب بماند.
دارایی امن چیست؟
دارایی امن به دارایی یا ارزی گفته میشود که در زمان افزایش ترس و عدمقطعیت مورد توجه سرمایهگذاران قرار میگیرد. در ویدیو، فرانک سوئیس، ین ژاپن و دلار آمریکا بهعنوان نمونههایی از ارزهای امن مطرح میشوند.
افزایش عدمقطعیت چه اثری روی بازار دارد؟
افزایش عدمقطعیت میتواند باعث تغییر جریان سرمایه شود. در چنین شرایطی ممکن است تقاضا برای داراییهای امن افزایش پیدا کند و برخی داراییهای پرریسک مانند سهام تحت فشار قرار بگیرند.
عرضه و تقاضا چه نقشی در تحلیل فاندامنتال دارد؟
اگر یک رویداد باعث کاهش عرضه یا افزایش تقاضا شود، میتواند فشار صعودی روی قیمت ایجاد کند. برعکس، افزایش عرضه یا کاهش تقاضا میتواند فشار نزولی ایجاد کند. این موضوع بهخصوص در کالاهای پایه مانند نفت و طلا اهمیت دارد.
هیجان بازار چیست؟
هیجان بازار به توجه شدید فعالان بازار نسبت به یک دارایی، صنعت یا موضوع خاص گفته میشود. هوش مصنوعی، طلا و نفت میتوانند در دورههای مختلف به مرکز توجه بازار تبدیل شوند.
آیا باید زمانی که فکر میکنیم بازار وارد حباب شده فوراً پوزیشن فروش بگیریم؟
نه لزوماً. یکی از نکات اصلی این روش این است که حباب میتواند برای مدت زیادی ادامه پیدا کند. تلاش برای پیدا کردن دقیق سقف بازار معمولاً دشوار است و ممکن است روند برای مدتی بسیار طولانیتر از انتظار ادامه پیدا کند.
اخبار جنگ چه اثری روی فارکس و کالاهای پایه دارند؟
اثر هر جنگ به شرایط آن بستگی دارد. تریدر باید بررسی کند آیا جنگ عدمقطعیت را افزایش میدهد، آیا عرضه یک کالای پایه را تهدید میکند و بازار روی کدام داراییها تمرکز کرده است.
آیا دیدگاه سیاسی میتواند تحلیل فاندامنتال را خراب کند؟
بله. سوگیری سیاسی میتواند باعث شود تریدر اطلاعات را بر اساس علاقه یا مخالفت سیاسی خود تفسیر کند. تحلیل بهتر است بر اثر واقعی رویداد روی اقتصاد و بازار متمرکز باشد.
برای دنبال کردن اخبار فاندامنتال از چه منابعی میتوان استفاده کرد؟
در محتوای اصلی به منابعی مانند بیبیسی نیوز، اسکای نیوز، بلومبرگ، فایننشال تایمز و یاهو فایننس اشاره میشود. لازم نیست تمام این منابع را دنبال کنید؛ هدف این است که یک روتین برای آگاهی از رویدادهای مهم داشته باشید.
